سیده یاسمن زهرا عزیز دل مامان و بابا و داداشسیده یاسمن زهرا عزیز دل مامان و بابا و داداش، تا این لحظه: 11 سال و 13 روز سن داره

دخـــتر باباش ، عـــزیز داداش

دوشنبه 24 تیر

عزیز دلم وقتی دیشب ساعت یک و نیم می خوابی نتیجه اش این میشه دیگه  هنوز خوابی عزیزم خوشکل مامان.   خوشکلم بیدار شو مامان چشای قشنگتو ببینه   ...
24 تير 1392

آکواریوم

سلام گلکم، عزیز دلکم از سرگرمیهایی که تازگی پیدا کردی ، نگاه کردن به آکواریوم و دنبال کردن ماهی زرده است.                      ما هم هر وقت احساس کنیم حوصله ات سر رفته ، میذاریمت جلو آکواریوم و تو با نگاه کردن به شنای ماهیها سرگرم میشی و هرازگاهی براشون ذوق می کنی و می خندی. قربونت برم الهی    عزیز دل مامانی.     عکسای آکواریوم رو گذاشتم تا بعدا اگه نداشتیمش با دیدن این عکسا خاطره اش زنده بشه.   قربون اون چشات برم که اینطوری زل میزنی به ماهیا ...
24 تير 1392

دلنوشته

عزیز دل مامان، یاسمن زهرا جان من تو  را نهایت لطف خدا در حق خودم میدانم، عزیزم تا متولد نشدی و در دامانم قرار نگرفتی باورم نشد که خدا چنین لطف بی نهایتی در حق من کرده است . ما شاءالله ولا حول ولا قوته الا باالله العلی العظیم  چطور باید خدا را شکر کنم؟ که تو بزرگترین آرزوی دست نیافتنی من بودی که حالا دست یافتنی شدی . با اینکه اولین تجربه مادریم نیست ولی در جای خود تجربه ای منحصر به فرد است چون تو بنده منحصر به فرد خدای بزرگ منی، عزیزدلم خدا را به اندازه تمام ذراتی که از ازل تا ابد آفریده ، بی نهایت شکر می کنم.   امیدوارم تو را به حق، بنده خدا تربیت کنم، خدایا کمکم کن. دوستت دارم عزیز دلم ، دختر...
23 تير 1392

تربیت دینی

عزیزم، دختر گلم ، من و بابا سعی می کنیم شما با تربیت دینی بزرگ بشید. در دوران بارداری با اینکه نتونستم خیلی قرآن بخونم ولی زیاد گوش دادم و سعی کردم آرامشمو خیلی حفظ کنم ، باهات زیاد حرف میزدم و سوره والعصر رو هم زیاد خوندم که الان دارم آثارشو می بینم. الان هم روزی 1 ساعت میذارم وقتی که خوابی قرآن گوش بدی ، برات بالش قرآنی خریدم ولی چون الان نمی تونی بالش زیر سرت بذاری ، با صدای کم نزدیک سرت میذارم قرآن بخونه. این روزا خیلی درباره آموزش در خواب مانور میدن در حالیکه قرنها پیش ائمه ما توصیه کرده بودن . در ضمن سعی فراوونی می کنم که بدون وضو بهت شیر ندم عزیز دل مامان . ایشالا که باعث افتخار خودت و ما بشی. دوستت داریم ع...
23 تير 1392

اون روی سکه

عزیز دلم ، دختر گلم: با اینکه همیشه و بیشتر اوقات آروم و خوش خنده ای ولی روزی یکی دو بار اون روی سکه رو هم بهمون نشون میدی و همچین جیغ میزنی که به قول ریحانه خانم ، تا ته حلقت پیداست.   ...
22 تير 1392

پنج شنبه 20 تیر

قربون پسرم برم که میونه اش با خواهرش خیلی خوبه. هروقت بیدار میشی و صدای گریه ات میاد خیلی زود دوباره ساکت میشی و اینبار صدای خنده ات میاد . وقتی میام می بینم داداشی داره باهات حرف میزنه و مشغولت می کنه ، الهی قربون داداشت برم.  عزیزای دل مامان ...
22 تير 1392

عمارت شاپوری

شب سه شنبه ای که گذشت بابات ما رو برد رستوران عمارت شاپوری داخل خیابون انوری برا شام. فضاش فوق العادست با موسیقی سنتی و خیلی گوشنواز. بهمون خوش گذشت ، بگذریم ازینکه تو دلت درد می کرد و نا آرومی می کردی دیگه ازینکه اومده بودم رستوران داشتم پشیمون می شدم که یه خورده پنیر برامون ساختی و بالا آوردی تا دلت آروم شد . و موقع شام دو تا صندلی گذاشیم کنار هم و تو رو خوابوندیم روش . بازم ذوق می کردی و برا مون آواز می خوندی.  شب خوبی بود بهمون خوش گذشت.   نیگا بکن چقد بد عنق بودی !! درباره عمارت شاپوری: عمارت شاپوری ، نام مجموعه ایست دو طبقه ، با زیربنای 840 متر مربع که در باغی زیبا به وسعت 4635 متر مربع سا...
22 تير 1392